قهرمان ميرزا عين السلطنه

3337

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مدافعهء نقش كنند ، متحمل حمل سلاح مىشوند ، بالطبع خود را از ثقالت اين بار آزاد خواهند كرد . امروز اهالى محتاج به امنيت است اگر دولت توانست كه اين امنيت را كاملا تأمين نمايد موفق به نزع سلاح از افراد خواهد بود و الّا رفيق مدافع اهالى صلح‌جو را از دست گرفتن مثل آن است كه آنها را گرفتار قهر و تجاوز موزربندها نمايند . » ( پايان مقاله ) عمر كابينه و عمر پشه از اين آرتيكل معلوم مىشود از اين اكثريت مجلس و اين انتخاب كابينهء حزب دموكرات كه ناشر افكار آنها « ايران نو » است انزجارى دارند و مايل نيستند و اگر اين قسم باشد عمر اين كابينه هم از عمر پشه زيادتر نيست . باز از اين روزنامه‌ها معلوم شد معتمد خاقان و پسر عمويش مقتول شده و آخر الامر مداوا نشده‌اند « 1 » . وضع آنها را تلگرافاتى هم از نزاع و هنگامهء آستارا نوشته بود اما از ماسبق آن اطلاع ندارم . لكن از اين تلگرافها معلوم مىشد روسها نزاعى كرده‌اند چند نفر قزاق كشته شده و حالا قشون زيادى آورده دهات را آتش زده ، اموال مردم را غارت [ و ] گالشهاى بيچاره را محبوس مىنمايند ، حتى مردم اموال و نقدينهء خود را در امامزاده گذاشته بودند سالدات شرور درب امام‌زاده را شكسته همه را يغما مىكنند . جمعه 15 - موعد قرارداد ما چهاردهم بود ، فعلا افراسياب خان رفته است رودبار محمد زمان خانى و دست ما به او نمىرسد . ولى با حسن تاجرباشى آمدند . همه اينها مىگفتند قشون روس مىرفت اما از دلتنگى كسبه قزوين هم بسيار گفتند كه عزا گرفته بودند ملا محمد على كوشك دشتى كه تازه از تنكابون آمده با ملا يحيى اينجا بودند . صحبت زياد از تنكابون مىكرد . حكومت قزوين متزلزل است . جواب كاغذهاى من هم نيامد تمام اجارات مانده شب عيد هم مىروند توله‌كار . قراقوش عصر پياده تا بالاى سراج كلايه گردش رفتم ، يحيى و جمعى از خدام بودند يك مرتبه قراقوش كبك را دنبال كرد در صد قدمى ما گرفت و زمين نشست آدمها تا دويدند تفنگ

--> ( 1 ) - اين خبر را بىاصل نوشته بود . ( يادداشت بعدى مؤلف در حاشيه )